گــــــــــردو

یک روزی که خوشحال تر بودم!

شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۱۷ ب.ظ

نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

زندگی را باید با لذت خورد

که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

 

یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

این نیز بگذرد


مثل همیشه که همه چیز گذشته است و

آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

 

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر

 

یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا


که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان

و یادم بیاید که


هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و

هیچ آسیاب آرامی بی طوفان

 

سیمرغ


شعر فوق العاده ای از مهدی اخوان ثالث
۹۴/۰۴/۱۳

نظرات  (۲)

۱۳ تیر ۹۴ ، ۲۱:۲۳ لولا پالوزا
امیدوارم روزای خوشحالی زودتر برسن :)
سلام خوب هستین؟؟ امتیاز دادم ممنون از حضورتون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی