گــــــــــردو

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قصاید» ثبت شده است

چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید

گل بیاراید و بادام به بار آید


روی بستان را چون چهره دلبندان

از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید

۰ نظر ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۰
blogo

زهی ز طره تو آفتاب در سایه

بپیش پرتو روی تو ماه و خور سایه


هوای عشق ترا مهر و ماه چون ذره

درخت لطف ترا هر دو کون در سایه

۰ نظر ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۵۷
blogo

ای سنایی خویشتن را بی سر و سامان مکن

مایه انفاس را بر عمر خود تاوان مکن


از برای آنکه تا شیطان ز تو شادان شود

دیده رضوان و شخص خویش را گریان مکن

۰ نظر ۰۲ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۱۷
blogo

ای قبه گردنده بی روزن خضرا

با قامت فرتوتی و با قوت برنا


فرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهر

ای مادر ما چونکه همی کین کشی از ما؟

۱ نظر ۲۷ دی ۹۴ ، ۲۰:۴۸
blogo

قدرت کردگار می بینم

حالت روزگار می بینم


حکم امسال صورت دگر است

نه چو پیرار و پار می بینم

۰ نظر ۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۰
blogo

به فر دولت میمون به فضل ایزد داور

به فال فرخ اختر به سعی گنبد اخضر


همه عالم ز مشرق تا به مغرب کرد مستخلص

معزالدین و الدنیا خداوند جهان سنجر

۰ نظر ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۳
blogo

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت

 نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت 


این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند

 انگور نه از بهر نبیدست به چرخشت 

۰ نظر ۱۵ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۷
blogo

بر ماه روشن از شب تاری علم کشید

وز مشک سوده بر گل سوری رقم کشید


زنجیره‌ای ز قیر و طرازی ز غالیه

بر عارض چو ماه و رخ چون بقم کشید

۰ نظر ۱۰ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۸
blogo
ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل
من شیفته و فتنه بر آن سنبل و آن گل

زلفین تو قیریست برانگیخته از عاج
رخسار تو شیریست برآمیخته با مل
۰ نظر ۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۷
blogo
دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن
دست دل در دامن آل عبا باید زدن

نقش حُب خاندان بر لوح جان باید نگاشت
مُهر مِهر حیدری بر دل چو ما باید زدن
۰ نظر ۰۷ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۵
blogo

خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد

گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد


گر مومنی و صادق با ما شوی موافق

کوری هر منافق صلوات بر محمد

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۷
blogo

نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بندد

هر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد


طمع باید برید از جان شیرین چون من آن کس را

که بیهوده دل اندر عشق آن شیرین پسر بندد

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۴
blogo
ای مسلمانان! خلایق، حال دیگر کرده‏اند
 از سر بی‏حرمتی، معروف، منکر کرده‏اند 

شرع را یک سو نهادستند، اندر خیر و شر 
 قول بطلمیوس و جالینوس، باور کرده‏اند
۰ نظر ۰۹ آبان ۹۴ ، ۱۳:۴۷
blogo
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا

شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
۰ نظر ۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۸
blogo