گــــــــــردو

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولانا» ثبت شده است

برگذری درنگری جز دل خوبان نبری

سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری


تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا

تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۴۷
blogo

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد


عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون

کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۲۴
blogo

گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما

گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا


گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم

گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم

۱ نظر ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۴
blogo

آب حیوان باید مر روح فزایی را

ماهی همه جان باید دریای خدایی را


ویرانه آب و گل چون مسکن بوم آمد

این عرصه کجا شاید پرواز همایی را

۰ نظر ۱۹ دی ۹۴ ، ۲۲:۱۸
blogo

ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

ای خواجه نمی‌بینی این خوش قد و قامت را


دیوار و در خانه شوریده و دیوانه

من بر سر دیوارم از بهر علامت را

۰ نظر ۱۹ دی ۹۴ ، ۰۹:۲۷
blogo

امروز گزافی ده آن باده نابی را

برهم زن و درهم زن این چرخ شتابی را


گیرم قدح غیبی از دیده نهان آمد

پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را

۰ نظر ۱۷ دی ۹۴ ، ۲۳:۱۰
blogo

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همین جاست بیایید بیایید


معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

۰ نظر ۱۲ دی ۹۴ ، ۱۹:۲۱
blogo

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد


دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد

دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد

۰ نظر ۱۱ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۶
blogo

بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد

از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد


چون باز که برباید مرغی به گه صید

بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد

۰ نظر ۰۴ دی ۹۴ ، ۲۳:۳۶
blogo

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما


از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او

سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما

۰ نظر ۰۴ دی ۹۴ ، ۱۸:۴۶
blogo

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفی


خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل

از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا

۰ نظر ۰۴ دی ۹۴ ، ۱۸:۳۶
blogo

چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما


ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان

کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا

۰ نظر ۰۳ دی ۹۴ ، ۱۹:۲۴
blogo

گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند


عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود

آدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند

۰ نظر ۰۱ دی ۹۴ ، ۲۲:۱۸
blogo
برانید برانید که تا بازنمانید
بدانید بدانید که در عین عیانید

بتازید بتازید که چالاک سوارید
بنازید بنازید که خوبان جهانید
۰ نظر ۱۹ آذر ۹۴ ، ۲۱:۰۰
blogo

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم


آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

۰ نظر ۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۲
blogo

مگسی بر پرِکاهی نشست که آن پرکاه بر ادرار خری روان بود. مگس مغرورانه بر ادرار خر کشتی می‌راند و می‌گفت: من علم دریانوردی و کشتی‌رانی خوانده‌ام. در این کار بسیار تفکر کرده‌ام.

ببینید این دریا و این کشتی را و مرا که چگونه کشتی می‌رانم. او در ذهن کوچک خود بر سر دریا کشتی می‌راند آن ادرار، دریای بی‌ساحل به نظرش می‌آمد و آن برگ کاه کشتی بزرگ,

۱ نظر ۰۲ آذر ۹۴ ، ۱۴:۴۲
blogo

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جداییها حکایت می‌کند


کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

۰ نظر ۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۰:۳۰
blogo

ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما


ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می​شود انگور ما

۰ نظر ۲۵ آبان ۹۴ ، ۰۸:۰۸
blogo

چشمت صنما هــــــــزار دلدار کشد

آن ناله‌ی زیر او همـــــــه زار کشد


شاهان زمانه خصم بـــــــردار کنند

آن نـرگس بیــــــــدار تو بیدار کشد

۰ نظر ۲۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۸
blogo
چون شاهد پــــوشیده خــــــرامان گردد
هـــــر پوشیده ز جامه عــــــریان گردد

بس رخت به خیل کاو گــروگان گردد
گـر سنگ بود چو کان زرافشان گردد
۰ نظر ۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۸:۳۰
blogo

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»

گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! »

رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

۰ نظر ۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۵
blogo

یکدمی بالا و یک دم پست عشق گر به در انبانم دست عشق مولانا


@@@@@شعر زیبا و جملات قصار و عارفانه مولانا @@@@@@


در پی هر گریه آخر خنده ای است.مولانا

۰ نظر ۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۰:۵۸
blogo

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید مولانا 


@@@@@@@شعر زیبا و جملات قصار و عارفانه مولانا @@@@@@


اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا

۱ نظر ۰۹ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۱
blogo

دانلود آهنگ زیبای ( قبله دل ) با صدای چنگیز حبیبیان+ متن شعر

دانلود آهنگ زیبای ( قبله دل ) با صدای چنگیز حبیبیان+ متن شعر

۰ نظر ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۴
blogo
چون که با تکبیرها مقرون شدند ///همچو قربان از جهان بیرون شدند 
معنى تکبیر این است اى امام ///کاى خدا پیش تو ما قربان شدیم 

وقت ذبح الله اکبر مى کنى ///همچنین در ذبح نفس کشتنى 
من چو اسماعیل و جان همچو خلیل ///کرد جان تکبیر بر جسم نبیل
۰ نظر ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۵۶
blogo