گــــــــــردو


الهی٬ به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که 

تو چنانی٬دریاب که میتوانی

 

الهی٬عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم : گفتی و 

فرمان نکردمدرماندم و درمان نکردم 

 

الهی٬عاجزو سرگردانم ؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم الهی٬ اگر تو مرا 

خواستی ٬ من آن خواستم که تو خواستی الهی٬ به 


بهشت و حور چه نازم ؛ مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم


الهی٬ در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت 

خود منگار بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار . به لطف٬ ما را دست گیر 

 

و به کرم٬ پای دار ٬ الهی حجاب ها از راه بردار و ما را به ما مگذار


خواجه عبدالله انصاری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی