گــــــــــردو

چو بگشایی لب شکر شکن را

شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۵۰ ب.ظ

چو بگشایی لب شکر شکن را

لبا لب در شکرگیری سخن را


لبت گوید دلیری کن به بوسی

مرا زهره نباشد، صد چو من را


به دل آتش زدی و می دمی دم

بخواهی سوخت جان ممتحن را


شدی در بوستان روزی به گل گشت

نمودی روی خوبان چمن را


دو دیده نیست نرگس را که بیند

از آن گه باز روی یاسمن را


دلی از سنگ نبود چون دل تو

بت سنگین یغما و ختن را


دل خسرو شکستی آه، گرمن

کنم آگاه شاه بت شکن را

 

امیرخسرو دهلوی// غزل شماره : ۱۱
۹۴/۱۲/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی