گــــــــــردو

۱۰۳ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید
از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید
پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید
۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۳
blogo

"فریدون" این تویی؟ یا نقش دیوار

نه رنگ است این که بر رخسار داری


ز سیمای غم انگیز تو پیداست

که در سینه دلی بیمار داری

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۱
blogo

افراد حریص و طماع را «اشرف خر» گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعکاران اطلاق می شود که حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد.

نه خود می خوردند و نه به دیگران می خورانند. نه خودشان از این رهگذر طرفی می بندند و نه آثاری که نفع و مصلحت عامه بر آن مترتب باشد بر جای می گذارند. به عبارت دیگر از آن همه ثروت و اندوخته

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۷
blogo

کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید

روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید


عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان

ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۶
blogo

دانلود آهنگ زیبای « تنها ماندم » با صدای محمد اصفهانی+ شعر 


دانلود آهنگ زیبای « تنها ماندم » با صدای محمد اصفهانی+ شعر

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۲
blogo
پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد

و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.
۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۱
blogo

فیض نور خداست در دل ما

از دل ماست نور منزل ما


نقل ما نقل حرف شیرینش

یاد آن روی شمع محفل ما

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۳
blogo

بتی فرخ رخی فرخنده رائی

به شهرستان خوبی پادشاهی


میان نازنینان نازنینی

ز شیرینیش شیرین خوشه چینی

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۳
blogo

به نام آن که جان را فکرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت


ز فضلش هر دو عالم گشت روشن

ز فیضش خاک آدم گشت گلشن

۲ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۲۵
blogo

ندارد درد من درمان دریغا//بماندم بی سر و سامان دریغا

درین حیرت فلک ها نیز دیر است//که می‌گردند سرگردان دریغا


درین دشواری ره جان من شد//که راهی نیست بس آسان دریغا

فرو ماندم درین راه خطرناک//چنین واله چنین حیران دریغا

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۳:۰۸
blogo

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود

 و می پرسد. اجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد.

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۷
blogo

این مثل در مورد افرادی به کار می رود که از خود راضی باشند و عجب و تکبر بیش از حد و اندازه آنها دیگران را ناراحت کند. در چنین مواردی گفته می شود : «مثل اینکه از دماغ فیل افتاده.»

در خلال مدت شش ماه که کشتی نوح چون پر کاه بر روی امواج خروشان در حرکت بود از سرگین و پلیدی مردم و فضولات حیواناتی که در کشتی بوده اند سطح و هوای کشتی ملوث و متعفن شد

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۴
blogo

1:خنک آنکس که او را در همه عمر یک ساعت حضور بوده است.

2:شریف ترین نشستها وبلندترین نشستی این است که با فکرت بوده در میدان توحید.


3:دل دوستان خدای جای سّر خدای است وخدای سّر خود را در دلی ننهد که در وی دوستی دنیا بود.

4:غافل بودن از خدای سخت تر آز انکه در آتش شدن.

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۰
blogo

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست


عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم

که تیغ ما بجز از ناله‌ای و آهی نیست

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۷
blogo

خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست

خواری ظاهر گواه عزت پنهان ماست


چشم ظاهر بین بر آزار است وای ار بنگرد

این گلستانها که پنهان زیر خارستان ماست

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۵
blogo

دانلود آهنگ زیبای ( دست‌افشان ) با صدای سیدحسام الدین سراج + شعر

دانلود آهنگ زیبای ( دست‌افشان ) با صدای سیدحسام الدین سراج + شعر
۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۷
blogo

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ

مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِیبا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۲
blogo

قیمت چشم و گوش و دست و پا...

یکى، در پیش بزرگى از فقر خود شکایت مى‏کرد و سخت مى‏نالید .


گفت: خواهى که ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟

گفت: البته که نه . دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمى‏کنم. 

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۱:۰۵
blogo

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی

و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است."

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۵۲
blogo

درسی از آبراهام لینکلن اولین ریس جمهور آمریکا

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر لینکلن کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد. آبراهام پس از سال ها تلاش و شکست،در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: 

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۷
blogo

1:هر معصیت که از سر شهوت بود اُمید توان داشت به آمرزش آن وهر معصیت که آن به سبب کبر بود اُمید نتوان داشت به آمرزش آن زیرا که معصیت ابلیس از کبر بود وزلّت آدم از شهوت.

2:اگر کسی در بستانی بود که درختان بسیار باشد،بر هر برگ درخت ،مرغ نشسته وبه زبان فصیح گوید«السلام علیک یا ولی الله» آنکس نترسد که آن مکر است واستدراج،بر وی بباید ترسید.

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۵۹
blogo

«به شل گفتند چرا نمی‌‌رقصی؟ گفت: اطاق کج است.»

ضرب‌المثل فارسی


«به شَلِه گفتند: چرا یه‌وری می‌‌رقصی؟ گفت: - کفِ اطاق کجه!»

ضرب‌المثل فارسی

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۵
blogo

خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد

گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد


گر مومنی و صادق با ما شوی موافق

کوری هر منافق صلوات بر محمد

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۷
blogo

نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بندد

هر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد


طمع باید برید از جان شیرین چون من آن کس را

که بیهوده دل اندر عشق آن شیرین پسر بندد

۰ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۴
blogo

چارلی چاپلین تعریف می کند : با پدرم رفتم سیرک. توی صف خرید بلیت یه زن وشوهر با چهاربچشون جلوی ما بودند که با هیجان زیادی در مورد شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند…

وقتی به باجه بلیت فروشی رسیدند، متصدی باجه، قیمت بلیت ها رابهشون اعلام کرد . 

۱ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۳
blogo